ما آدم‌ها را از جایی پزشک (دکتر) صدا می‌زنیم که مدرک طبابت‌شان را گرفته‌اند و با آن داروهای صحیح تجویز می‌کنند.
کسی را سرآشپز می‌نامیم که غذاهای یک آشپزخانه با دستان او به لذیذترین حالت ممکن پخته می‌شود.
ما به کسی معلم می‌گوییم، که روزی از او درسی گرفته‌ایم و کسی را راننده می‌خوانیم که ما را تا مسیری رسانده‌است.
اما کافی است یک پزشک، خوب طبابت نکند، یا غذای یک سرآشپز، مدام شور یا بی مزه از آب دربیاید، آن وقت است که می‌گوییم، فلانی به اسم دکتر است و بهمانی به اسم سرآشپز.
ما به آدم‌ها، بسته به سواد، آگاهی، درک و یا مسئولیت‌شان، عنوان می‌دهیم و باورشان می‌کنیم و اگر این ویژگی با عنوان‌شان همراه نباشد، برای ما دیگر تنها یک نام است.


و اما اصل ماجرا:
خیلی از آدم‌ها از یکجایی به بعد، جای شنیدن اسم‌ خود، مادر یا پدر خطاب می‌شوند.
و چرا آدم از یکجایی به بعد دیگر با نام خود صدا نمی‌شود؟
چون پدر و مادرها هم درست مثل آدم‌های پاراگراف‌های قبل، مسئول هستند و این مسئولیت باید با سواد، درک و آگاهی همراه باشد.
حواسمان باشد، اگر پدر و مادر هستیم و یا پدر و مادر شدیم، تنها به اسم پدر و مادر نباشیم.

۱ ژوئن، روز جهانی والدین گرامی‌باد